کارشناسی علامت سنگ نگاره بز کوهی و قوچ در گنج یابی

تفسیر علائم و نشانه های بز کوهی و قوچ در دفینه یابی و گنج یابی در دعا سایت

کارشناسی علامت سنگ نگاره بز کوهی و قوچ در گنج یابی

معنی و مفهوم آثار و علائم و علامت و نشانه های بز کوهی و قوچ در دفینه یابی و گنج یابی . سنگ نگاره بز کوهی در باستان شناسی و گنج یابی نشانگر چیست ؟ گنجینه و دفینه سنگ نگاره قوچ و بز کوهی در کجا پنهان شده است  .

کارشناسی علامت سنگ نگاره بز کوهی و قوچ در گنج یابی کارشناسی و تفسیر سنگ نگاره حکاکی شده بز کوهی کارشناسی علامت سنگ نگاره بز کوهی و قوچ در گنج یابی علامت و نشانه سنگ نگاره بز کوهی در دفینه علامت بز کوهی در گنج یابی سنگ نگاره قوچ در گنج یابی سنگ نگاره بز کوهی در باستان شناسی
کارشناسی علامت سنگ نگاره بز کوهی و قوچ در گنج یابی

کارشناسی علامت سنگ نگاره بز کوهی و قوچ در گنج یابی,علامت بز کوهی در گنج یابی,سنگ نگاره بز کوهی در باستان شناسی,سنگ نگاره قوچ در گنج یابی,علامت و نشانه سنگ نگاره بز کوهی در دفینه,کارشناسی و تفسیر سنگ نگاره حکاکی شده بز کوهی

کارشناسی علامت سنگ نگاره بز کوهی و قوچ در گنج یابی

 نشانه های سرقوچ، باید از سنگ به شما نگاه کند. تخته سنگی که این شکل روی آن است عموماً سنگ های ردیفی می باشند کمرتان را به سر قوچ تکیه دهید،‌ به طرف راست، ۱۵ الی ۲۰ متر حرکت کنید، ‌باید به دنبال غار بسته ای باشید، اگر این..

۱-  در کل به یاد داشته باشید که نشانه های برجسته بسیار مهم می باشند ، اما اگر در کنار قوچ ۴۳ پله باشد در جهت نگاه  قوچ باید سه عدد تپه وجود داشته باشد ، گفته می شود که یکی از این تپه ها پر می باشد . باید جستجو را از تپه ای شروع کرد که متفاوت می باشد . اگر تپه متفاوت قابل تشخیص نباشد باید از تپه ی وسطی شروع کرد . همانطور که می دانید، شروع کردن از تپه وسطی، هدر رفتن زمان را کاهش خواهد داد .

۲-   قبل از هر چیز نماد مخصوص یک مرد می باشد و رهبری و قدرت را نماد می کند.

۳-  نشانه های سرقوچ، باید از سنگ به شما نگاه کند. تخته سنگی که این شکل روی آن است عموماً سنگ های ردیفی می باشند کمرتان را به سر قوچ تکیه دهید،‌ به طرف راست، ۱۵ الی ۲۰ متر حرکت کنید، ‌باید به دنبال غار بسته ای باشید، اگر این غار را پیدا کنید، به این معناست که به مقدار زیادی اشیاء زینتی پیدا خواهید کرد و در این حالت حتما دارای تله می باشد.

بی شک سنگ نگاره های ایران نشان از تاریخی دور و دراز در این سرزمین دارند. نشان هایی از حیوانات ، انسان ها ، گیاهان و زندگی . همه و همه را می توان بر روی سنگ نگاره ها یافت و می توان ساعت ها بر روی آن ها مطالعه کرد و از طرق گوناگون به بررسی آن ها پرداخت. اما شاید نماد شناسی سنگ نگاره ها یکی از بهترین راه ها برای یافتن زبانی مشترک بین ما و کسانی که این نگاره ها را بر روی سنگ ها آفریده اند باشد. با نگاهی اجمالی بر نگاره ها می توان به سرعت یافت که نقش بز بیشترین نقش موجود بر روی این نگاره هاست.در مورد چرایی نقش بستن بز بر روی این سنگ نگاره ها تاکنون به صورت خلاصه به مواردی اشاره کرده اند ، مهم ترین و معروف ترین آن ها اشاره ای است به داستان آفرینش انسان ، داستان روییدن گیاهی با دو برگ ( احتمالا ریواس ) از نطفه ی کیومرث و هنگامی به صورت انسانی در دو جنس ( مشیه و مشیانه ) در آمد.بز کوهی در این داستان حیوانی است که از مشیه و مشیانه محافظت می کند و آن دو از شیر آن می نوشند. به همین دلیل فرض شده است که بز نشان باروری و رویش است .

نکته ی جالب اینجاست ، نقوش بز کوهی همواره در کنار سرچشمه های آب پیدا می شوند. فرقی نمی کند در کجای ایران به دنبال سنگ نگاره ها بگردید. در هر حال سرچشمه ی رود ها بهترین یاری دهنده برای پیدا کردن نگاره هاست. آب نیز خود شروع رویش و باروری است ، آب زهدان همه ی عالم است ، بی دلیل نیست که الهه ی آب آناهید است .دوشیزه ای برومند ، زیبا و …

پس نقوش بز مسلما به آب و سرچشمه های آن و باروری مرتبط بوده اند. با کمی مطالعه ی سنگ نگاره ها می توان به این امر رسید که عموما سنگ نگاره های اولیه و قدیمی تر تنها به نقش بز محدود می شده اند و در مناطقی که بعدا و در دوره های متاخر تر طرح هایی بر روی سنگ نگاره ها اضافه شده ( به مانند تیمره ی خمین ) نقوش دیگر مانند انسان و شتر و حتی نوشته هایی به زبان عربی نیز می توان پیدا کرد. با توجه به حروف شبه عیلامی که در بسیاری مناطق بر روی سنگ نگاره دیده میشود قدمت نگاره ها به دوران قبل از آریایی شدن ایران باز میگردد.بسیار پیش تر از زمانی که اسطوره ی آفرینش کیومرث توسط اورمزد بیان شود. ناگفته پیداست که اسطوره های آفرینش توسط اورمزد بیشتر در دوره ی ساسانیان بسط داده شده و رواج یافته ( هرچند که بسیار قدیمی تر می نمایند ) و در دوره های قبل تر از جمله هخامنشیان نشانی از اسطوره هایی که به گونه ای به دین زرتشت منتهی شوند یافت نمی شود. ( به عنوان مثال در هیچ نوشته ی هخامنشی نامی از زرتشت نیامده است ) در قبل از ساسانیان به راحتی می توان نشان میترایسم را پیدا کرد. هرچند با فرض این که کسانی که نگاره ها را خلق کرده اند از اسطوره ی کیومرث و ماجرای مشیه و مشیانه هم آگاهی داشته باشند ، چرا بایستی نقش بز را به عنوان نماد سرچشمه های آب در همه جا رسم کنند ؟ شاید رسم کردن نقش گاوی که به همراه کیومرث بوده محتمل تر بوده است!

اولین چیزی که به ذهن خطور میکند شبیه بودن بز های رسم به شده به هم دیگر است.در مناطقی که فاصله ی بسیار از هم دارند بز ها همواره شبیه به هم رسم شده اند. و حتی نوع حکاکی ها نیز غالبا شبیه به یکدیگر می باشد۸. و از همه مهم تر مناطقی که حکاکی ها انجام گرفته نیز یکسان می باشد ؛ همواره در سرچشمه ی رودها ؛ چیزی به ذهن آدم می رسد که آیا کسانی که این حکاکی ها را انجام داده اند آموزش دیده بودند؟ منظورم از آموزش دیدن ، گروهی آموزش دیده و اعزامی از طرف یک دولت برای انجام حکاکی ها نیست ، بیشتر منظورم نوعی از آموزش آیینی و مذهبی است.آموزشی مذهبی که مردم عادی دیده باشند و کار حکاکی ها آنقدر عمومی باشد که مردم به مانند فریضه ای عادی به آن پرداخته باشند. اما چرا در کنار سرچشمه های آب؟

ایران همواره سرزمین کم آبی بوده است ، و به علت کوهستانی بودن و شیب زیاد آبرفت رودخانه ها بسیار کم ته نشین میشده ، به همین خاطر زمین ها حاصلخیز نبوده است ، بر خلاف منطقه ی بین النهرین که زمین هایی هموار دارد و به همین خاطر آبرفت هایی بسیار حاصلخیز از ته نشین شدن گل و لای رودخانه ها در آنجا تشکیل شده است . پس وجود بز ها در ایران عموما به خاطر تشکر از آب نبوده است! و همین طور تشکر از بزی که به اجدادمان شیر داده است. بزها به خاطر ترس از خشکسالی و بی آبی آنجا قرار داشتند. به جای آناهید خدای مادینه ی زیبای آب های نیرومند ، بایستی به دنبال خدای خشکسالی رفت! در اینجا تیشتر قدعلم میکند. ماجرای تیشتریه و دیو خشمگین خشکسالی! اپوشه دیو خشکسالی است که عامل تباه کنندگی زمین است و تیشتر ( همان درخشان ترین ستاره ی آسمان ) به نبرد با اپوشه می رود. آن دو در هم می آمیزند و تشیتر شکست میخورد. تیشتر به نزد هورمزد می رود و علت ناکامی اش را کامل نبودن نیایش مردم و کافی نبودن قربانی ها بیان می کند! اهوره مزادا خود شخصا برای تیشتر قربانی میکند.و از آن پس همه ی مردم برای این که تیشتر بتواند بر خشکسالی فایق آید برای او قربانی میکردند. و پس از قربانی کردن برای تیشتر است که آب میتواند بی مانع در میان مزارع و رودها جاری شود. بسیار محتمل می نماید که بزهای نری که در کنار سرچشمه ی آب های جاری نقش شده اند ، نشانی از قربانیان انسان ها برای تیشتر باشند.قربانیانی که از ترس از خشکسالی به تیشتر اهدا شده اند و سنگ نگاره ها نشانی از آن ها برای یادآوری کردن به تیشتر است که ما برایت قربانی کرده ایم ، تو نیز آب ها را در رودها جاری کن.

احتمال دیگری نیز بسیار واضح به چشم میخورد : ما ایرانی ها معتقدیم که همه ی اسطوره ها و داستان ها دنیا از ما شروع می شود ؛ هرچند که زیاد هم بیراه نیست ، به عنوان مثال تمامی ادیان امروزی جهان حتی ادیان سامی کاملا وابسته و شکل گرفته از میتراییسم هستند ؛ اما در دنیایی که به راحتی اسطوره های ما به همه جا میرفته است بعید نیست که اسطوره های دیگران نیز به نزد ما آمده باشد.” کوروکوپیا ”  شاخ وفور نعمت بود ، بزی که با شکستن شاخ هایش به زیوس غذا می داد ، شاخ های او مملو از میوه های جادویی بود ، داستانی شبیه به داستان مشیه و مشیانه با این تفاوت که شاخ های بلند بزهای نقش شده در این داستان توجیه پذیر ترند.

**************************************************

بازنشر : سایت دعاسایت (بزرگترین منبع ذکر و دعاهای قرآنی)

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

2 × سه =