تجربه کاربران از استجابت دعا – خاطرات اجابت دعا و برآورده شدن حاجت

تجربه و خاطرات استجابت دعا و حاجت گرفتن کاربران در دعا سایت

تجربه کاربران از استجابت دعا - خاطرات اجابت دعا و برآورده شدن حاجت

تجربه کاربران از استجابت دعا – خاطرات اجابت دعا و برآورده شدن حاجت

در این پست از سایت ذکر و دعاهای قرآنی و انگشتر دعا سایت doasite.com تجربه کاربران از استجابت دعا – خاطرات اجابت دعا و برآورده شدن حاجت را برای شما عزیزان قرار دادیم . تجربیات و خاطران کاربران سایت از استجابت دعا و برآورده شدن حاجت ها . ممکن است فردی با خواندن دعایی خاص حاجتش برآورده شود یا اینکه ذکر خاصی خوانده باشد و یا چله ای انجام داده باشد که باعث استجابت دعا و برآورده شدن حاجتش شده باشد . در این بخش از دعا سایت چند نمونه از تجربه ها و خاطره های استجابت دعا و حاجت گرفتن را آماده کردیم …

تجربه کاربران از استجابت دعا - خاطرات اجابت دعا و برآورده شدن حاجت تجربه کاربران از استجابت دعا - خاطرات اجابت دعا و برآورده شدن حاجت تجربه برآورده شدن دعا تجربه استجابت دعا
تجربه کاربران از استجابت دعا – خاطرات اجابت دعا و برآورده شدن حاجت

تجربه کاربران از استجابت دعا – خاطرات اجابت دعا و برآورده شدن حاجت,تجربه استجابت دعا,تجربه برآورده شدن دعا,تجربه اجابت دعا,تجربه کاربران سایت از استجابت دعا,تجربه برآورده شدن حاجت,تجریه حاجت گرفتن,تجربه روا شدن حاجت,تجربه برآورده شدن حاجت,تجربه رسدن به خواسته,ذکر و دعای استجابت دعا

تجربه کاربران از استجابت دعا – خاطرات اجابت دعا و برآورده شدن حاجت

سالها قبل از کسی پولی می خواستم و برای یک هفته بعد هم نزد فردی دیگر چکی داشتم که باید آن را پاس می کردم. هیچ امیدی نداشتم که پولی را که می خواستم به موقع بدستم برسد، تا بتوانم چکم را پاس کنم. در کتاب باقیات صالحات که در حاشیه مفاتیح چاپ شده است در صفحه ۶۸۹ دعایی را از امام صادق (علیه­ السلام) دیدم .

دعا این بود :

اللهم لحظهُ مِن لحظاتِک تُیَسِّر علی غُرَمائی بِها القضاءَ و تُیَسِّر لِی بِها الإقتضاءَ إنَّکَ علی کل شیء قدیر!

خدایا! نگاهی و توجهی از توجهاتت آسان می کند بر بدهکارانم که دین خود را پرداخت کنند و آسان می کند برای من که دینم را پرداخت کنم! تو بر هر چیزی قادری!

من در کمتر از یک هفته ای که وقت داشتم مدام این دعا را می خواندم هر وقت بیاد چک می افتادم دلم به جوش می افتاد لذا سر به سجده می گذاشتم و این دعا را می خواندم تا این که دو روز مانده به وقت چک، خود بدهکار به من زنگ زد و گفت پولت آماده است! آنقدر گرفتن پول از این فرد برایم ناممکن بود که می گفتم یا باید از خیرش بگذرم و یا با پلیس بروم در خانه اش!

ظهر روز قبل از تاریخ چک، پول به حسابم آمد و من توانستم آبرویم را حفظ کنم و نزد دیگران بد قول نشوم.
اگر من هم نسبت به قولی که داده بودم بی تفاوت می شدم در نتیجه اضطراری برای دعا نداشتم و طبیعی بود که استجابتی هم دیگر نبود!

بسیاری از مردم دست عده ای پول دارند و عده ای هم نزد آنها پول دارند و آنها جز غر زدن چاره را برای خود نمی بینند!

************

من تا سن ۱۸سالگی تو هر مجلس دعا و شب قدر و محرم و ایام فاطمیه و هرجا که میرفتم یک قطره هم از چشمانم اشک نمیامد ….

در بین روضه مداح ها مدام میگفتند هرکس آروم بشیند فلان است و …. من فقط حسرت نصیبم میشد.. هرکار میکردم یک قطره هم اشک نمیامد …

مردم را میدیدم که چطور زجه میزنند حتی با روضه ای ساده! و خودم را میدیدم که چقدر بی تفاوت هستم….
دیگر خسته شده بودم و از مجالس مذهبی بدم میامد چون احساس حقارت میکردم چون احساس میکردم که خیلی وضعم خراب است که اشک چشم ندارم (باتوجه به حرفهایی که مداح ها و روحانی ها میزدند)

خلاصه چند سال پیش ۳روز آخر ماه رمضان دوستم به من پیشنهاد داد برویم اعتکاف!
من هم به همراه دوستم ۳روز رفتیم حرم امام رضا و معتکف شدیم و من در آن سه روز تنها دعایم این بود که خدا به من اشک چشم را بدهد !
تمام دعاهای دیگر را کنار گذاشته بودم و فقط برای همین موضوع دعا میکردم! چون واقعا از این وضع خسته شده بودم!
روز آخر اعتکاف وقتی مداح داشت غزل خداحافظی رو میخوند دعای من مستجاب شد….منی که یک قطره هم اشک نمیریختم یک ساعت تمام گریه کردم!
وقتی اعتکاف تموم شد با خودم گفتم شاید این گریه فقط برای همون روز بوده….تو نماز صبح فرداش هم گریم گرفت…. گفتم الان جوگیر شدم چند روز که بگذره میشم همون آدم قبلی…
اما از اون نماز صبح تا الان تو هرجلسه ی مذهبی که شرکت کردم نشده که روضه بخونن و اشکم در نیاد!
و این قضیه برای من غیر ممکن بود اما بهش رسیده بودم! نا خداگاه اشکم در میومد
خیلی خوشحال شدم و همیشه خدارو به خاطر این نعمتی که بهم داد شکر میکنم!

این مهمترین دعایی بود که تو زندگیم مستجاب شده بود! اما دعاهای مادی هم زیاد داشتم که مستجاب شده بود!

مثلا :

پدرم ناراحتی قلبی داشت و تا زیر دست دکترا هم رفت کار به شک برقی هم رسید و من تو اون لحظات از امام رضا التماس کردم که خدا بابامو بهم برگردونه!

و بابام به طور معجزه آسایی زنده شد و الان هم شکر خدا زنده است و داره زندگی میکنه… اینو خلاصه گفتم که خسته کننده نشه چون موضوع قبلیم طولانی بود

************

بنام خدا.
سلام.
من دعای مستجاب شده زیاد دارم ولی نمیدونم به کدومش اشاره کنم.
دعاهایی که مستجاب نشدن بعدش مورد بهتری خداوند به من نشون داد دلیل این فضل خداوند رو رضایتمندی خودم در استجابت نشدن دعاهای قبلی میبینم.
به صراحت دیدم وقتی دعایی میکنم و مستجاب نمیشه و باز هم راضی میمونم به رضای خدا بعد از مدتی استجابت بهتر همون دعا رو میبینم.
داستان معجزه آسایی در اینباره دارم که نمیتونم تعریفش کنم.فقط اشاره ای کردم.

مورد دومی که توی استجابت دعاهام دیدم اصرار به اجابتش بود….یعنی اگه بسیار برای اجابت دعاتون اشک بریزید مستجاب میشه.
حالا این دوتا رو بذارید کنار هم خداوند براتون معجزه میکنه….
یعنی اگه خیلی اشک ریختید و اصرار کردید و دعا میستجاب نشد، راضی باشید به رضای خدا…همینطور راضی باشید و منتظر معجزه باشید.چیزی که اصلاً هرگز فکرش را نمیکنید اتفاق می افتد.تجربه شخصی بود که چندین بار اتفاق افتاد.

انشالله اگر بزرگ شدم و خداوند توفیق عنایت کرد آنرا برای شما تعریف خواهم کرد.

************

بسم الله الرحمن الرحیم

خداوندا شکر و سپاس تو را که لایق سپاس هستی

در سال ۱۳۸۱ من تازه لیسانس گرفته بودم یک سال زحمت کشیدم برای آزمون فوق سراسری زمانی که رفتم آزمون سراسری به جای سوالات بیولوژی پزشکی ، بیولوژی عمومی مطرح شده بود .

خلاصه اینکه امتحان را خراب کردم و به منزل برگشتم .

بهار ۱۳۸۲ آزمون آزاد را هم که نخوانده بودم و با نا امیدی از خانه زدم بیرون و پیاده در خیابان راه افتادم و بی هدف پرسه میزدم تا سر راه وارد مسجد شدم بدون وضو دو رکعت نماز خواندم و روی دیوار مسجد یک دعایی نوشته به بسیار کوتاه به عنوان سریع الاجابه  – من درمانده هم این دعا را خواندم و باز پیاده و مشغول پرسه شدم و شب به خانه هم نرفتم .

صبح روز بعد با اندک مبلغی که در جیبم بود عازم تهران شدم برای آزمون حتی پول کافی هم نداشتم جلوی درب حوزه یکی از دوستان را دیدم که به من گفت فلانی تبریک میگویم قبول شدی سراسری ! من شوکه شدم داخل جلسه هم که رفتم دو نفر آنجا نشسته بودند که در مورد سوالات آزمون بحث میکردند و وفتی دقیق شدم دو تا از سوالات را که بعدا در آزمون آمد همانجا از زبان آنان شنیدم .

خلاصه اینکه در آن آزمون قبول شدم و الان هم که در اروپا به عنوان بورسیه مشغول تحصیل هستم و اما دانشگاه اول در مرحله انتخاب رشته پذیرفته شده بوم که در نهایت قبول نشدم و گویی این سخن همکلاسی ما فقط روحیه ما را بالا برد که از لاک خودم به در بیایم… نمونه های لطف خدا بسیار است این یکی بود به امید آنکه خداوند دعای شما را اگر به صلاحتان باشد برآورده کند

**************

خوش به حال همه ی شما که خدا شما رو دوست داره و صداتون و میشنوه.
ولی من یادم نمیاد دعایی بکنم و مستجاب شه.
فقط یادم میاد یه بار تو کلاس روخوانی بود و من گفتم الان ک نوبت منه کاش خوب بخونم و متن خ سخت بود من چنان خوب خوندم ک استادمون ازم تشکر کردن.
دیگه من طوری شده بودم که با خدا قهرم شده بود هرچی دعا در هر مورد دعا میکنم از بچگی مستجاب نمیشه انگار خدا منو نمیبینه.
تازه مستجاب نمیشه که هیچ وضعیتم بد تر میشه .
کلا آدم خیلی خیلی بدشانسی هستم.
روز قبل کنکورم کتاب دعای فرج و آماده گذاشته بودم ولی صبح همه بسیج شدیم پیداش نکردیم تا روز کنکور برادرم تو همون نقطه پیداش شد.
هرچی هم به خدا میگم یه جوری بهم بگو دلیلش چیه هیچی.
ولی رویاهای صادقه زیاد میبینم و همشونم درست درمیان.
اما درمورد خودم هیچ
الان هم بیش از ۴۰ روز زیارت عاشورا میخونم …
چرا؟
خدایا چرا؟
چرا هر کسی هر کاری رو راحت انجام میده اما هرکار ساده ی من تبدیل میشه به کار بزرگ و دردسردار و فقط به خاطر بد شانسی.
کی تموم میشه و همه ی جواب هامو میشنوم.

با سلام. از کجا میدونی که دعاهات مستجاب نشده. شاید مستجاب شده و هنوز وقتش نرسیده . پس صبر کن. چیزی هم به نام بد شانسی وجود نداره. هر چیز روی به فال نیک بگیر حتی اگر به قول خودت ظاهرا بد شانسی باشه چون رسول خدا (ص) همیشه تاکید داشتند که همه چیز رو به فال نیک بگیریم و فال بد نزنیم. جواب هاتون هم انشاالله به موقعش یکی یکی می گیرید. صبر کنید.

**************************************************

بازنشر : سایت دعاسایت (بزرگترین منبع ذکر و دعاهای قرآنی)دعا برای بچه های شیطون

2 نظرات
  1. مریم می گوید

    سلام خیلی اتفاقی با سایتتون آشناشدم.خیلی داغونم دنبال دعایی میگشتم که اینجا اومدم.تجربه کاربران و خوندم خوشبحالشون که دعاشون مستجاب شد.من شرایط سختی دارم با خانوادم خیلی مشکل دارم .به بن بست رسیدم نمیدونم چه کنم.شما برای من دعا کنید.به همون روزا برگشتم.با زخم عمیق تو قلبم.

  2. نگار می گوید

    انشالله که اذکاری معرفی شده ی شما گره های کور منم باز کنه.خوشبحال اونایی که جواب گرفتن

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.